تبليغاتX
حر ف های خودمانی

حلول ماه رجب بر صاحبدلان و مشتاقان رحمت الهی مبارک باد

نگویمت که همه ساله مِی پرستی کن

سه ماه مِی خُور و نُه ماه پارسا میباش

خدا را شکر که پس از 1 سال انتظار دوباره در آستانه ماه خدا ماه رجب قرار گرفته ایم  سپاس او را که ما را به حضور ماه رجب رسانید ؛ ماه اصبّ که رحمت خدا در این ماه بر امت مسلمان بسیار ریخته می شود ماهی که روزه دارش خشنودی خدا را کسب می کند و به ازای هر روز روزه اش دری از درهای جهنم بر او بسته می شود ، بهشت برایش واجب می شود و از نهر رجب در بهشت سیراب . ماه میلاد امیر المومنین علی علیه السلام قسمت کننده بهشت و جهنم،  نعمت خدا بر نیکو کاران و حَبلُ الله المتین و ماه بعثت خاتم الانبیاء صلوات الله علیه

....خدای من آری براستی کسی که بر غیر تو وارد شود محروم است و آنکه به غیر تو رو کند زیانکار....  

دوستان و همراهان حرفهای خودمانی خدا را شکر کنیم که توانایی و حیات را به ما ارزانی داشته برای درک این ماه با فضیلت ،قدر این نعمت بزرگ را بدانیم

به اندازه توانایی مان در انجام اعمال این ماه شریف تلاش و کوشش نماییم با مراجعه به مفاتیح الجنان و بخش مربوط به اعمال ماه رجب خواهیم دید ذکرها و دعاهای آن خواندنش کمتر از ساعتی را از زندگی روزمره مان به خود اختصاص خواهد داد اما اگر می خواهیم ره صد ساله را یک شب طی کنیم زمانش فرا رسیده

بسم الله ..

امیدوارم همانطور که حافظ می گوید مِی یقین و معرفت بنوشیم و سرمست از آغاز این سه ماه (رجب ،شعبان و ماه مبارک رمضان) در طلب وصل جانان خدای رحمان بکوشیم تا بگوشمان شنویم  :

سخن این به آن هنیاً لک            پاسخ این به آن که بادت نوش  

 

 

 

 

لينک ثابت

|+|
نوشته شده توسط امیر حسین طلایی در یکشنبه 24 تیر1386 و ساعت 9:12

                                      

میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) و روز مادر مبارک  

ز سرا پرده عصمت گهري پيدا شد
که جهان روشن از آن گوهر بي همتا شد
خرم آن طُرفه نسيمي که زانفاس خوشش
دامن خاک طرب خيز و طرب افزا شد
آفتابي ز شبستان رسالت بدميد
که چو خورشيد جهان گير و جهان آرا شد
در رحمت بگشودند و سراپاي وجود
روشن از نور رخ فاطمه زهرا شد
گلشن عفت از او رونق و آرايش يافت
پايه عصمت از او محکم و پا برجا شد
مژده کاندر شب ميلاد بتول عذرا
بر رخ خلق، در لطف و عنايت وا شد
قاسم رسا

 

روزي مرد نابینایی روي پله‌هاي ساختماني نشسته و کلاه و تابلويي را در کنار
پايش
قرار داده بود روي تابلو خوانده ميشد: من کور هستم لطفا کمک کنيد
.
روزنامه
نگارخلاقي از کنار او ميگذشت نگاهي به او انداخت فقط چند سکه در داخل
کلاه
بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اينکه از مرد کور اجازه بگيرد
تابلوي او
را برداشت ان را برگرداند و اعلان ديگري روي ان نوشت و تابلو را
کنار پاي او
گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل
برگشت و متوجه شد
که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از
صداي قدمهاي او خبرنگار
را شناخت و خواست اگر او همان کسي است که ان تابلو
را نوشته بگويد ،که بر روي ان
چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چيز خاص
و مهمي نبود،من فقط نوشته شما را
به شکل ديگري نوشتم و لبخندي زد و به راه
خود ادامه داد. مرد نابینا هيچ وقت ندانست
که او چه نوشته است ولي روي تابلوي او
خوانده ميشد
:

امروز بهار است، ولي
من نميتوانم آنرا ببينم !!!!!

هرگاه احساس می کنید در زندگی (هر کدام از ابعادش) به بن بست رسیده اید و یا شرایط موجود شایسته شما نیست بهترین راه تغییر در راه انتخاب شده ،بازنگری در مسیر پیموده شده ، تغییر باورها ،دیدگاه ها، و ... است تغییری که مسلما مبتنی بر واقعیات خواهد بود تغییری مثبت . هر
تغيير بهترين چيز براي زندگي است.
حتي براي کوچکترين اعما لتان از دل،فکر،هوش
و روحتان مايه بگذاريد اين رمز
موفقيت است
....

لينک ثابت

|+|
نوشته شده توسط امیر حسین طلایی در سه شنبه 12 تیر1386 و ساعت 7:31

رفته بودم بانک ... بایستی به حسابم پول واریز می کردم موعد تاریخ چک ها رسیده بود.از روز قبلش اعلام شده بود که قرعه کشی جوایز آن بانک انجام شده و نتایج در سایت آن بانک قرار گرفته، گویا شعبه ای که من در آن حساب جاری داشتم

 چند نفری جایزه برنده شده بودند حدود ساعت 10 کمی  بانک شلوغ شده بود

بعضی ها فقط آمده بودند برای اینکه ببینند جایزه ای رو برنده شدند یا نه . لیست اسامی برندگان رو در تابلویی نصب کرده بودند هر کس دنبال اسم خودش بود

بعضی چند بار اسامی رو مرور می کردند  خیلی از چهره ها در هم می شد ویکی دو نفر هم صدای آهسته غرغر کردنشان  به گوش می رسید ....

این همه (باز کردن حساب،انتظار قرعه کشی) مبنایش احتمال برنده شدن بود

البته خیلی ها هم می دانستند  احتمال ضعیفی بود

به سمت دفترم می رفتم ... و به این می اندیشیدم که مطمئنا روزی لیستهایی را نگاه خواهیم کرد عده ای شادمان فریاد می زنند بیایید لیست مرا نگاه کنید و

عده ای از فرط غم و حسرت با چهره هایی سیاه آماده اعلام نتایج .

ای کاش نام ما در لیست بهشتیان باشد به شرط آن که این حقیقت را باور

می کردیم.

لينک ثابت

|+|
نوشته شده توسط امیر حسین طلایی در جمعه 1 تیر1386 و ساعت 7:12